نامه امام خمینی(ره) به اهالی زنجان در ایام پیروزی انقلاب اسلامی

 

 

در بیستم بهمن ماه ۱۳۵۷ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در نامه ای خطاب به اهالی زنجان و در پاسخ به  درخواست مردم مومن و انقلابی آن دیار در خصوص بازگشت فقیه مجاهد حضرت آیت الله العظمی حاج سید عزالدین حسینی زنجانی(دامت برکاته) به شهر زنجان چنین می نویسند:

 

بسمه تعالی

اهالی محترم شهرستان زنجان ـ ایّدهم اللّه‏ تعالی

 

مرقوم آقایان محترم واصل، و از مضمون آن اطلاع حاصل گردید. از اظهار محبتی که نموده بودید کمال تشکر را دارم. دربارۀ جناب مستطاب حجت‏الاسلام آقای حاج سید عزالدین حسینی ـ دامت برکاته ـ که نوشته بودید، با ایشان مذاکره شد و قرار است ان‏شاءاللّه‏ تعالی به زنجان بازگردند. امید است به خواست خداوند تحت رهبری معظمٌ له به مبارزۀ خود علیه ظلم و استبداد ادامه دهید.

از خدای تعالی ادامۀ توفیقات شما و عزت اسلام و مسلمین را خواستارم.

 

والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏ و برکاته.

 

روح‏اللّه‏ الموسوی الخمینی

 

 

معظم له در خاطرات خود از ایام پیروزی انقلاب اسلامی چنین می گویند:

 

ما تا پنج سال قبل از انقلاب در[مشهد مقدس] تبعید بودیم. فعالیت های زیادی در آن دوران انجام می شد. بعضی آقایان هم بودند، آقای مروارید، حاج میرزا جواد آقا، مرحوم شهید هاشمی نژاد که خدا همه شان را بیامرزد. جناب آقای خامنه ای هم بودند. وقتی امام به ایران تشریف آوردند و در مدرسه رفاه بودند نظر به سوابقی که خدمت ایشان داشتیم پرسیده بودند که فلانی کجاست؟ حاج آقا یحیی عابدی که از ائمه جماعات تهران هستند به من خبر دادند که امام شما را خیلی می طلبند و می پرسند فلانی کجاست. بعد آقا یحیی به من اطلاع دادند مرحوم آقای فلسفی که تا آن وقت ممنوع المنبر بودند به دستور امام منبر رفته است. ایشان در حرفهایشان گفته بودند که این انقلاب حق یک نفر نیست بلکه همه علما در آن حق دارند. من گفتم که نماز قضا دارد، اما کلام قضا ندارد. شما باید اینجا یک پرانتز باز کنید تا این بیت حافظ را من بخوانم که:

هزار نقد به بازار کائنات آرند     یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

آن وقتها همه علمای دیگر اگر استخاره می کردند و استخاره شان خوب می آمد و از همه جهات اطمینان حاصل می کردند، آخرش فقط یک اعلامیه آن هم با هزار احتیاط می دادند اما امام خودش را به آب و آتش می زد. این انقلاب فقط حق ایشان است. مؤسس ایشان است، محرک ایشان است و مبقی هم ایشان است. این را برای آن می گویم که خدای ناکرده حقی از ایشان ضایع نشود. به هرحال در خدمت بعضی از ائمه جماعات و اهل منبر خدمت امام رسیدیم.

 

* مصاحبه با فصلنامه متین، شماره ۳ و ۴ .