سوال:

این که مرحوم شیخ انصاری در صفحه ۱۴ مکاسب چاپ سنگی تبریز از قول صاحب تذکره وصیت به خمر و انتقال آن از مورث به وارث را صحیح دانسته به چه معنی است؟

جواب:

توضیح عبارت شریف علامه _ رفع الله فی الخد مقامه- محتاج به مقدمه کوتاهی اسن که باید ذکر شود:اعیان نجسه (غیر از عصیر عنبی قبل از ذهاب ثلثین –بنابر نجاست آن- و کلب صید  کلب ماشیه (چوپان)و مزرعه و بستان و حارس منزل )که شارع مالیت آنها را ساقط کرده و به همین جهت تصرفت کردن در آنها جایز نیست ،یعنی ثمن بیع و اجرت در اجاره و عوض در جعاله ،و مهریه در نکاح و عوض در طلاق خلع حتی هبه و صلح بلا عوض آنها جایز نیست .مخفی نماند که عدم جواز دائر مدار عدم منفعت نیست بلکه حتی در صورت داشتن منفعت مقصوده هم جایز نیست،با این همه،حقی و تسلطی هر چند ضعیف باشد که از آن فقها (ع)تعبیر به حق قابل انتقال به دیگری مانند ارث و غیره هست .مثلا اگر حیوانی که ملگ شخصی می باشد بدون ذبح و یا نحر شرعی بمیرد و میته شود و یا آب انگور کسی به خمر مبدل شود،هر چند انواع تقلبات (تصرفات)در این دو جایز نمی باشد زیرا شارع آنها را از مالیت انداخته ،اما به مناسبت حق اختصاص برای مالک قلبلیت انفقال به دیگری مانند ارث و یا صلح بلا عوض و بلکه مع العوض را دارد به شرط این که عوض در مقابل عین نبوده ،بلکه در مقابل حق واقع گردد ،ظاهرا اشکال ندارد،و داخل در کسب حرام نمی شود و اگر غایت احتیاط مراعات شود خوباست،یعنی مالی به ذوالید داده می شود که او رفع ید و اعراض از آن عین نموده تا بذل کننده حیازت نماید مانند آنکه در امکنه مشترکه مانند مسجد و مدرسه بذل مال کسی که به حیازت سبقت کرده مالی به او پرداخت می شود او رفع ید نموده و باذل به جای او بنشیند .حال شیخ اعظم انصاری برای تایید مطلب خویش عبارت تذکرة الفقها ،را نقل فرموده چنین است ،و “تصح الوصیة بما یحل الانتفاع به من النجاسات کالکلب المعلم و الزیت النجس لا شعاله تحت السماءو الزبل (سرگین خون حیوان جهنده دار ،غیر ماکواللحم) للانتفاع با شعاله و التسمید (کود) و جلد المیته ان سوغنا الانتفاع به ،والخمر المحترمه لثبوت حق الاتصاص فیها- یعنی خمری برای سرکه شدن در تحت یر واقع شده در این خال نمی توان به ملکیت در آمدن خمر قائل شد و از طرفی هم نمی شود گفت که باید آن را از بین برد پس حق و تسلطی برای خمر هست که آن را حق اختصاص می نامیم و از این باب است که علامه حلی-رفع الله درجته- تعبیر به “خمر محترمه “فرموده و این حق قابلیت انتقال از یدی به ید دیگر دارد و باید این نکته لحاظ شود که جواز نقل از ید به ید دیگر منوط به بودن حق اختصاص به وصیت یا ارث است.توضیح این نکته هم لازم است که خمر محترمه منحصر در خمر متخد در تخلیل نیست بلکه کسی که خمر را برای موارد اضطراری مثل مریض که مداوای منحصر در شرب آن باشد حق اختصاص دارد .امید است با این توضیح معنای عبارت علامه روشن شود .انشاء الله حق تعالی